تو همچون خورشید هستی که اگر نگاهت کنم چشمهایم میسوزد و اگر نزدیکت شوم خود میسوزم
پس چرا عاشقت هستم؟
چرا عاشق چیزی شدم که دوایی ندارد.

برچسب:
نویسنده: باران
زندگی میکنم حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هرچه از دست میرود برود من انی را میخواهم که الوده به التماس نباشد
حتی زندگی را
برچسب:
نویسنده: باران

برچسب:
نویسنده: باران
سهم من از این دنیا نداشتن است
تنها قدم زدن و فکرکردن به کسی که هیچوقت نبود

برچسب:
نویسنده: باران
این روزها دختران عین هم شده اند
همه زیبا ولی غمگین

برچسب:
نویسنده: باران

برچسب:
نویسنده: باران
برگرد یادت را جاگذاشتی
نمیخواهم عمری امیدوار بمانم
تا برای بازگشتش برمیگردی
برچسب:
نویسنده: باران
اموخته ام که خدا عاشق است
وعشق تنها خداست
اموخته ام که وقتی نا امید می شوم
خدا با عظمتش
عاشقانه انتظار میکشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم
اموخته اما اگر تاکنون به انچه که خواستم نرسیدم
خدا برایم بهترش را درنظر گرفته
اموخته ام که زندگی دشوار است
ولی من از ان سخت ترم
برچسب:
نویسنده: باران
چندان هم دورنیستی فقط به اندازه ی یک نمیدانم ازمن فاصله گرفتی
اری نمیدانم کجایی
برچسب:
نویسنده: باران
با سلام خدمت تمام لیلی و مجنون های عاشق این وبلاگ و مخصوص شما ساختم تا حرف دلاتونو بزنید
درجلسه ی امتحان عشق من مانده ام و یک برگ سفید
یک عالمه حرف ناگفتنی ویک برگه تنهایی
برچسب:
نویسنده: باران